محمد باقر سعيدى روشن

22

علوم قرآن ( فارسى )

معانى و كاربردهاى كلمه وحى همان « تفهيم و القاى سريع و نهانى » است . اين معناى مشترك در تمام مصاديق و كاربردها صدق مىكند ، خواه القاى امرى تكوينى بر جمادات باشد و يا القاى امرى غريزى بر حيوانات ، تفهيم خطورات فطرى و قلبى بر انسانهاى معمولى باشد ، يا تفهيم پيام شريعت بر انبيا ، خواه با اشاره باشد يا نوشتار سرّى . در تمام اين موارد به نحوى آن خصوصيت تفهيم و القاى سرّى و سريع نهفته است . ابن فارس در مقائيس اللغة مىگويد : و ، ح ، ى . اصل يدّل على القاء علم فى اخفاء . فالوحى : الاشاره . و الوحى : الكتابة و الرّسالة ، و كلّ ما ألقيته الى غيرك حتّى علمه فهو وحى كيف كان . و كلّ ما فى باب الوحى فراجع الى هذا الأصل . كاربردهاى واژهء وحى در قرآن كلمه وحى و مشتقات آن بيش از هفتاد نوبت در قرآن ذكر شده است كه غالبا دربارهء ارتباط ويژهء خداوند با پيامبران در زمينهء القاى پيام هدايت تشريعى است . ليكن مواردى چند از استعمال اين عنوان در قرآن نشانگر آن است كه لغت ياد شده در قرآن ، چه از لحاظ گيرنده و مقصد آن و چه از لحاظ فرستنده و مبدأ آن ، داراى گستره‌اى وسيع است ، هر چند در تمام موارد استعمال ، مفهوم مشترك و كلّى « تفهيم خصوصى و نهانى » به صورت حقيقت و يا به نحو مجاز و ادّعا ( درگيرنده طبيعى و جمادى و حيوانى ) لحاظ شده است . 1 - تقدير و تدبير عام نظام آفرينش . در سوره فصّلت آيات 9 - 12 پس از اشاره به آفرينش آسمانها و زمين و تبيين توحيد در خالقيت و ربوبيت و تفكيك ناپذيرى آنها از همديگر مىفرمايد : وَ أَوْحى فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها وَ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ وَ حِفْظاً ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ .